تو همون نور مقدس توی تاریکی مطلق تو طراوت یه دختر، دختر یک زن کولی تویی از نژاد خورشید، آخر اصالت شب من اما، می زنم به کوه و دریا دنبال نشونی اما، - مه دی -
روسپی گری با چهره ی اسلامی= صیغه...!!؟
امروز خیلی اتفاقی توی یکی وبلاگها خوندم آقایی تبلیغ با عنوان صیغه به راه انداخته و تازه شکایت داره از دست یک فاحشه ای که وقتی بهش پیشنهاد صیغه می شه در جواب می گه: صیغه میغه رو بی خیال شو....و دردش این بود که چرا مردم راه حرام رو به حلال ترجیح میدن؟و چه و چه... اما من خوشحالم که حتی اون فاحشه فهمیده که خوندن چهار تا کلمه ی عربی ملکوت رو به زمین نمی یاره ... هیچ سحر و جادویی نمی کنه تا حرام بشه حلال....خوشحالم یه فاحشه فهمیده صیغه ای که هدفش فقط ارضای میل جنسییه( به قول بعضی ها حلاله) با حرومی که باز هدفش همونه در ذات عمل هیچ فرقی با هم ندارن، هر دوشون زشت و شنیع هستند. هر دوشون یعنی عین فساد... چرا بر شهوت خود جامه ی اسلام می پوشید؟ دردم فقط مطالب این وبلاگ نیست، از بلاهایی که مدتهاست به جون مردم افتاده و در نوع خودشون کم هم نیستن و فقط می تونم بگم متاسفم که سرنوشتمون به دست آدماییه که زن و دندانشان از ناموس مردم و از مال مستحق و یتیم تامین می شه...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فکر بادکنک فروش کوچولو... فکر اون بچه ی واکسی... فکر اون بچه که تو جوب خوابیده... منو داغون میکنه. فکر اون بچه که عید ... سفره ی هفت سینشون ماهی نداشت... فکر اعدام پسر تو گذرگاه یقین مادر...شب سرد صبح بد، بین بودن و نبودن، دو سه ساعت فرقه. فکر پینه دوز پیر که میخواد بچشو داماد بکنه...فکر این که نمی تونه بره تو جشن دومادی پسر. آخه بچش میگه: کسر شأنمه، اگه تو با این پیرن بیای تو جشن... جلوی فامیلای زنم خجالت می کشم... فکر قطره های اشک پیرمرد منو داغون می کنه...فکر اون دختری که کسی نیومده خواستگاریش... غم سرکوفت پدر، غم حرفای در و همسایه، که فلانی... مگه عیبی داره؟ فکر اینها منو داغون میکنه.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دل مسپار دل به روياي ضعيفان مسپار از تماميت خودلذت بر ناتمامان همه قديس شدند ناتواناني كه تيز چنگالشان كند شده ست دل به كردار ريايي مسپار وبزن شعله ي آتش بر مرز مشو در بند قواعد...هوش دار وبه خاكي كه در آن زيسته اي... دل مسپار همه جا خانه ي توست همه تان انسانيد همه تان لايق با هم بودن پس بزن آنچه تو را خانه نشين ميسازد...
گزیده از وبلاگ : " دختر دریا همنشین ماه " : http://www.pako.blogfa.com/
روزای روشن خداحافظ انگار که اینجا هیچکی زنده نیست همه عزادار، سر به گریبون همه با هم قهر، همه از هم دور از زمین دوریم، از زمان جدا نوبت می گیریم گیج و بی هدف آخه تا به کی آروم بشینیم پاشو کاری کن، فکر چاره باش
- اولين مردماني كه مس را كشف كرد ايرانيان بودند . - اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند . - اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان . - اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند. - اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند. - اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند. - اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند . - اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني بوده است . - اولين ارتش سواره در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز . - اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند . - اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايرانیان بودند . - اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند . - اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كرد ايرانيان بودند . - اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند . - اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتاده اند . - ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد ساخت ، ساخته شد . بهار من............... دوست من... می پرسی : ((چرا شاد نیستی؟! مگر بهار نزدیک نیست؟ مگر شکوفه ها را بر شاخسار درختان نمی بینی؟مگر آواز پرندگان را نمیشنوی؟ مگر نوروز را پشت در نظاره نمیکنی؟ آخر دل تو مگر از سنگ است؟ چرا شاد نیستی و سرود سرمستی سر نمی دهی؟)) دوست من..درست میگویم؟ تو همین ها را ازمن پرسیدی؟!
سمنوی من چه شام لذیذی میتواند برای او باشد . دوست من چگونه در تدارک جشن عید باشم و قتی خواهر دیگرم...در اندیشه فروش یکدانه آدامس بیشتر برای تهیه کتاب و دفترش است؟... دوست من.. می پرسی چرا آواز سرمستی سر نمیدهم؟!
چگونه آواز سر دهم وقتی او ترانه مرگ میخواند.... درست شنیدم؟پرسیدی چرا رخت نو بر تن نمیکنم؟ چه گفتی دوست من؟ جوان و زیبا هستم؟ در اندیشه طرب و شادمانی باشم؟
کسی چه میداند؟ شاید اگر روزی یک قرص نان میخورد از من زیباتر می بود... گفتی شب عید است... چرا شراب شادی نمی نوشم؟!بر من حرام باد این باده مادامی که طفلکی معصوم ....بسان او... آب را از فرط ضعف و ناتوانی به سختی می نوشد. ............................... آری دوست من ...بهار من با اندیشه خواهران و برادرانم زمستانی سرد است.من سخت در کولاک اسیر شده ام. دستم به آنها نمی رسد. ناتوانم دوست من...نا توانم... بر من حرام باد زندگی... " چه عمری گذشت تا دریافتیم آنچه را که باد برد*ما بودیم* " - نقل از http://www.alberkamu.blogfa.com
درباره ولنتاین
روز والنتاین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) مصادف با ۲۵ بهمنماه (۱۴ فوریه) در بعضی فرهنگها روز ابراز عشق است. این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتاین به صورت ناشناس انجام میشود. سابقهٔ تاریخی روز والنتاین به جشنی که به افتخار قدیس والنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار میشد، باز میگردد. در سده سوم میلادی که مطابق میشود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند. .در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین. این روز سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشته است. سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه میدادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت میکردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود.. از چند سال پیش در ایران صحبتهایی مبنی بر آمیختن والنتاین با سنتهای اسلامی به گوش میرسد. ♥ ساليانه بيش از يك ميليارد كارت تبريك ولنتاين در سراسر جهان رد و بدل ميگردد كه ۸۵ درصد آنها توسط زنان خريداري ميشود. حتماْ بخونین: من خدا هستم. امروز من همه مشكلاتت را اداره ميكنم . لطفا به خاطر داشته باش كه من به كمك تو نياز ندارم. . ممكنه غصه زودگذر بودن تعطيلات آخر هفته را بخوري : به زني فكر كن كه با تنگدستي وحشتناكي روزي دوازده ساعت،هفت روز هفته را كار ميكند تا فقط شكم فرزندانش را سير كند. وقتي ماشينت خراب ميشود و تو مجبوري براي يافتن كمك مايلها پياده بروي : به معلولي فكر كن كه دوست دارد يكبار فرصت راه رفتن داشته باشد. ممكنه احساس بيهودگي كني و فكر كني كه اصلا براي چي زندگي ميكني و بپرسي هدف من چيه ؟ شكر گذار باش . در اينجا كساني هستند كه عمرشان آنقدر كوتاه بوده كه فرصت كافي براي زندگي كردن نداشتند. وقتي متوجه موهات كه تازه خاكستري شده در آينه ميشي : به بيمار سرطاني فكر كن كه آرزو دارد كاش مويي داشت تا به آن رسيدگي كند. ممكنه تصميم بگيري اين مطلب رو براي يك دوست بفرستي : متشكرم از شما ، ممكنه در مسير زندگي آنها تاثيري بگذاري كه خودت هرگز نميدانستي.
در سال 1990در دانشگاه سوربن تدريس مي كردم.روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي،سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد، جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.
من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد. نقل از : پروفسور محمد حسين بابلي يزدي 1-- اگر شما زن بارداری را بشنا سيد كه در حال حاضر هشت تا بچه ى كور و كچل دارد ، آيا موافق هستيد كه اين خانم سقط جنين بكند تا يك نفر ديگر به كور و كچل هاى اين دنياى لعنتى اضافه نشود ؟ 2-- فرض بفرماييد حالا موقع انتخابات است و شما بايد از ميان سه كانديداى رياست جمهورى ، يكى را انتخاب كنيد . شما كداميك از اين سه كانديدا را انتخاب خواهيد كرد ؟ . . 1- كانديداى اولى فرانكلين روزولت است . 2- كانديداى دومى وينستون چرچيل است . و كانديداى سومى ، آدولف هيتلر !! . و اما پاسخ به پرسش نخست :
شخصي از برناردشاو پرسيد: براي ايجاد كار در دنيا بهترين راه چيست؟
رابرت فراست٬ یکی از بزرگترین شاعرانی که آمریکا به عرصه ادبی جهان عرضه داشته٬ بیست سال تمام بدون هیچ موفقیت و شهرتی سخت کار کرد. او قبل از آنکه جلدی از اشعارش به فروش برود٬ ۳۹سال داشت. امروز اشعار او به ۲۲ زبان زنده دنیا ترجمه و چاپ شده است. او شاعری است که ۴ بار مفتخر به دریافت جایزه پولیتزر شد. آلبرت اینشتین٬ دانشمندی که بنا به گفته جهانیان باهوش ترین فرد روی زمین بوده٬ گفته است:" من ماهها و سالها فکر میکنم و فکر میکنم. ۹۹ بار استنتاجاتم نادرست هستند و در صدمین بار است که حق با من است. " موقعی که لوسیانو پاواروتی از دانشگاه فارغ التحصیل شد، دقیقاً نمیدانست که معلم باقی بماند یا اینکه به کار خوانندگی حرفه ای روی آورد. پدرش به او گفت:" لوسیانو! اگر سعی کنی که روی دو تا صندلی بنشینی ، از وسط آنها خواهی افتاد. تو باید یک صندلی انتخاب کنی." پاواروتی معلمی را رها کرد و خوانندگی را انتخاب کرد. او پس از هفت سال مطالعه و نومیدی بود که در نخستین برنامه حرفه ای خود ظاهر شد و مجدداْ پس از هفت سال تلاش دیگر بود که به اپرای متروپلیتن راه یافت. او صندلی خود را انتخاب کرده بود و موفق هم شده بود. سردبیر روزنامه ای٬ والت دیسنی را بخاطر فقدان قوه تخیل از کار برکنار کرد. والت دیسنی از نخستین شکستهای خود چنین یاد می کرد : " هنگامی که تقریباْ ۲۱ساله بودم برای نخستین بار مفلس و ورشکسته شدم. روی بالشهای درست شده از یک نیمکت قدیمی می خوابیدم و کنسرو سرد لوبیا می خوردم. گریگور مندل گیاه شناس اتریشی ٬ کسی که آزمایش و تجارب او با نخود فرنگی منجر به پیدایش علم جدید ژنتیک گردید٬ هرگز موفق نشد امتحانات گزینش معلمی را پشت سر گذارد و معلم علوم دبیرستان بشود.او در درس زیست شناسی مردود شد. هنری فورد: شکست فرصتی است برای شروع دوباره با هوشیاری بیشتر.
هفت جا ، نفس خويش را حقير ديدم :
نخست ، وقتي ديدمش كه به پستي تن مي داد تا بلندي يابد. دوم ، آن گاه كه در برابر از پاافتادگان ، مي پريد. سوم ، آنگاه كه ميان آساني و دشوار مختار شد و آسان را برگزيد. چهارم ، آن كه گناهي مرتكب شد و با يادآوري اين كه ديگران نيز همچون او دست به گناه ميزنند ، خود را دلداري داد. پنجم ، آنگاه كه از ناچاري ، تحميل شده اي را پذيرفت و شكيبايي اش را ناشي از توانايي دانست. ششم ، آن گاه كه زشتي چهره اي را نكوهش كرد ، حال آن كه يكي از نقاب هاي خودش بود. هفتم ، آنگاه كه آواي ثنا سرداد و آن را فضيلت پنداشت. - جبران خليل جبران - گوشه ای از نیایش های شهید دکتر مصطفی چمران اينها را به نيت آن ننوشته ام كه كسي بخواند، و بر من رحمت آورد، بلكه نوشته ام كه قلب آتشينم را تسكين دهم، و آتشفشان درونم را آرام كنم. بیوگرافی شیطان شیطان، نخستین کسی بود که بعضی کارها را مرتکب شد و پیش از او کسی آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قرارند: پی نوشت ها: ۱-اعراف (۷)، آیه ۱۲. منبع: |
درباره کلبه دیجیتالی من
![]() ------------------------ من مهدی هستم، به نام مستعار " مه دی " . متولد آبان ماه 1359 در تهران. دانش آموخته ی رشته مکانیک گرایش طراحی جامدات. ____________________ این ورقهای سفید هراس و تشویش به دلم می اندازد. نکند چیزهایی را بنویسم آنقدر مقدس و پنهانی که هرگز نباید خوانده شود و به قول او به ابتذال گفتن آلوده. نکند از چیزهایی که باید، غفلت کنم. نکند بنویسم آنچه را که صفحه از دل به کشیدنش شرم کند. نکند روزی به جرم بد قلمی روانه ی دوزخ شوم. نکند پایان نوشتنم، آخر زنده بودنم شود که آنجور نبودن هراس و تشویش به دلم می اندازد. و دوستی گفت: نباید اینگونه نوشت. بنویس آنطور که سازنده باشد و... اصلا از اول هم قرار بر همین بود. نمی دانم چطور اینجا هم توبره ی دلواپسی هایم شد. دارم فکر می کنم... چگونه می تواند پنجره، حتی روزنی باشد برای نگاه های مشتاق امید... و البته جستجوگر؟ خیلی ها به من یاد دادند چطور ببینم، چه بخوانم و چه طور رفتار کنم! اما هیچ کس نگفت چه بنویس...! همیشه همانی را نوشتم که قلمم خواست در یک لحظه ی بدون پیش بینی. هر شب منتظر همان لحظه ام که از قلمم وصفی جاری شود و گرنه مرا با دیوار توفیری نیست. __________________ از تو عزیز ارجمند متشکرم که کلبه ی تنهایی مرا برای خواندن انتخاب کردی. بدان با هر پیغامی که برایم می گذاری تحمل زندگی برای آسانتر می شود. منوی اصلی
آلاچیق من و دوستان
پسر کاتاتونیک 2(وبلاگ من راجب به نیچه) همشهری آنلاین(سایت روزنامه همشهری) خاطرات - پریما زندان بان - ایمی آخر خط - ستاره خون پارسی - عرفان طومار شرزین - میم ایلنان کوچه مهتاب - عاطفه نوراندیش - کوروش قناطیر رایحه ی عشق - باران سنجاق طلایی - پری ناز اگه بخوای میشه - سارا عاشق خاموش سراب عشق - مصطفی ستاره ی شب - عادله درد دل بانوی خزان زندگی یعنی... ترانه های بودنم اشک های شبانه دختر آفتاب بقچه ی دل من - ترمه ترنم عشق - ترنم نا گفته های خلوت گاه رها شده در هیچ - نوید رفاقت - تنهای تنها پیچیده اما ساده مثل بارون هجای ذهن - تلاطم داستان زندگی آتیه بین یادداشت های یک عاشق وهشتوایشت - بهترین آرزو برای دل خودم دنیای قلم - پرهام چشم به راه - رویا رد پای عشق - لیلا یا تو یا هیچ کس ساعت دلتنگی - محمد حسن یوسف پور ایرانیکا قرنطینه - میلاد دختر دریا، همنشین ماه - محبوبه با تو، ولی تنها - عاطفه زندان بیان - بابک بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت دنیام مال تو ، تو مال من - مهتیما آن سوی من - فاطمه داوودی همراه و همراز - فرامرز نابخشوده پیوندهای روزانه
بایگانی مطالب
بایگانی موضوعی مطالب
زیباترین داستانهای کوتاه - سری اول زیباترین داستانهای کوتاه - سری دوم زیباترین داستانهای کوتاه - سری سوم زیباترین داستانهای کوتاه - سری چهارم مادر نوشته ی کریستین اندرسن داستان هایی از بلقیس سلیمانی برگزیده آثار فریدریش نیچه برگزیده شعر نو یادداشت های من خاطرات من نوشته های متفرقه سخنان بزرگان سایلنزیا عکس های فلسفی اندیشه های اُرد بزرگ سانتا ماریا وصیت نامه ی داریوش درباره ی شاهنامه و فردوسی در زندگی فهمیده ام که...
powered by BLOGFA.COM |
