|
● شباهت خاله رعنا می گفت؛ ریحانه، عین ناکام آبجی راضیه ام هستی، راه رفتنت، ادا و اطوارت، حتی خندیدنت، تو همین سن و سال بود که رفت. مادربزرگم می گفت؛ تو عین خدابیامرز عمه سکینه ات هستی، مخصوصاً لب و دهانت. مهمانی میلیون دلاری چارلی با آخرین دلاری که داشت در بخت آزمایی،10 میلیون دلار برنده شد. - دیک اسکین - THE MILLION - DOLLAR PARTY With his last dollarCharlie won the $10,000,000 lottery. - Dick Skeen - شخصیت دوگانه مرد جذبه ای داشت.زن لرزید.حیرت کرد.قدم که می زدند زن بی هوا پرسید: - مارک ترنر - SPLIT PERSONALITY He was gorgeous. She was thrilled. But puzzled. - Mark Turner - ● بازی عروس و داماد زری جان سی و شش سالش بود و هنوز عروسی نکرده بود. برادر کوچکش که برای تحصیل روانه غرب شد، زری جان از هفت دولت آزاد شد. اول به آقافرزین ساندویچی محله شان پیشنهاد ازدواج داد و بعد به احمدآقا میوه فروش محله شان. زری جان از صبح تا شب جلوی مغازه لباس عروس فروشی سر میدان محله شان می ایستاد و لباس ها را نگاه می کرد و دل هر بیننده یی را می سوزاند. بالاخره جلسه خانوادگی برای این معضل بزرگ تشکیل شد. مادر پیر از همه پسر و دخترهایش خواست فکری به حال زری جان بکنند و گفت؛ زری جان روزی هزار بار استخوان های پدرش را در گور می لرزاند. چرا دریوزگان هنوز زنده اند؟ اگر همه صدقات فقط از سر همدردی داده میشد،همه گدایان مدتها قبل یکجا از گرسنگی میمردند. -فریدریش نیچه،پاره 239،آواره وسایه اش- آن قدر بزرگیکه در قلبم جا نمی گیری یا آن قدر کوچکی که ته قلبم گم می شوی - محمد مهدی نجفی - ● قبرستان بچه ها رحیم قبرکن وقتی قبر دخترک شش ماهه رقیه گل رو کند، یک ظرف سفالی پیدا کرد. پیدا شدن ظرف سفالی همان و زیر و رو شدن قبرستان بچه ها همان. آنچه شیطان میخواست دو پسر بچه به تماشای عبور شیطان ایستادند،هنوز قدرت چشمان مسحور کننده اش در ذهن آنها بود. - برایان نیوال - WHAT THE DEVIL WANTED The two boys stood watching satan walk away, the power of his hypnotic eyes still in their minds. - Brian Newell - کیم بچه های کلاس اول ما در ساعت زنگ تفریح در چمن ها می دویدند.کیم با لبخند زیبا و موی دم اسبی طلایی همراه من از همه تندتر می دوید. - رابرت ام.دومینگوئس - KIM Our first-grade class recad across the the grassy field during recess.Kim with the pretty smile and the golden ponytail and I were fast. - Robbert M.Dominguez - من ٬ در آن لحظه ٬ که چشم تو به من می نگرد - فریدون مشیری - |
درباره کلبه دیجیتالی من
![]() ------------------------ من مهدی هستم، به نام مستعار " مه دی " . متولد آبان ماه 1359 در تهران. دانش آموخته ی رشته مکانیک گرایش طراحی جامدات. ____________________ این ورقهای سفید هراس و تشویش به دلم می اندازد. نکند چیزهایی را بنویسم آنقدر مقدس و پنهانی که هرگز نباید خوانده شود و به قول او به ابتذال گفتن آلوده. نکند از چیزهایی که باید، غفلت کنم. نکند بنویسم آنچه را که صفحه از دل به کشیدنش شرم کند. نکند روزی به جرم بد قلمی روانه ی دوزخ شوم. نکند پایان نوشتنم، آخر زنده بودنم شود که آنجور نبودن هراس و تشویش به دلم می اندازد. و دوستی گفت: نباید اینگونه نوشت. بنویس آنطور که سازنده باشد و... اصلا از اول هم قرار بر همین بود. نمی دانم چطور اینجا هم توبره ی دلواپسی هایم شد. دارم فکر می کنم... چگونه می تواند پنجره، حتی روزنی باشد برای نگاه های مشتاق امید... و البته جستجوگر؟ خیلی ها به من یاد دادند چطور ببینم، چه بخوانم و چه طور رفتار کنم! اما هیچ کس نگفت چه بنویس...! همیشه همانی را نوشتم که قلمم خواست در یک لحظه ی بدون پیش بینی. هر شب منتظر همان لحظه ام که از قلمم وصفی جاری شود و گرنه مرا با دیوار توفیری نیست. __________________ از تو عزیز ارجمند متشکرم که کلبه ی تنهایی مرا برای خواندن انتخاب کردی. بدان با هر پیغامی که برایم می گذاری تحمل زندگی برای آسانتر می شود. منوی اصلی
آلاچیق من و دوستان
پسر کاتاتونیک 2(وبلاگ من راجب به نیچه) همشهری آنلاین(سایت روزنامه همشهری) خاطرات - پریما زندان بان - ایمی آخر خط - ستاره خون پارسی - عرفان طومار شرزین - میم ایلنان کوچه مهتاب - عاطفه نوراندیش - کوروش قناطیر رایحه ی عشق - باران سنجاق طلایی - پری ناز اگه بخوای میشه - سارا عاشق خاموش سراب عشق - مصطفی ستاره ی شب - عادله درد دل بانوی خزان زندگی یعنی... ترانه های بودنم اشک های شبانه دختر آفتاب بقچه ی دل من - ترمه ترنم عشق - ترنم نا گفته های خلوت گاه رها شده در هیچ - نوید رفاقت - تنهای تنها پیچیده اما ساده مثل بارون هجای ذهن - تلاطم داستان زندگی آتیه بین یادداشت های یک عاشق وهشتوایشت - بهترین آرزو برای دل خودم دنیای قلم - پرهام چشم به راه - رویا رد پای عشق - لیلا یا تو یا هیچ کس ساعت دلتنگی - محمد حسن یوسف پور ایرانیکا قرنطینه - میلاد دختر دریا، همنشین ماه - محبوبه با تو، ولی تنها - عاطفه زندان بیان - بابک بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت دنیام مال تو ، تو مال من - مهتیما آن سوی من - فاطمه داوودی همراه و همراز - فرامرز نابخشوده پیوندهای روزانه
بایگانی مطالب
بایگانی موضوعی مطالب
زیباترین داستانهای کوتاه - سری اول زیباترین داستانهای کوتاه - سری دوم زیباترین داستانهای کوتاه - سری سوم زیباترین داستانهای کوتاه - سری چهارم مادر نوشته ی کریستین اندرسن داستان هایی از بلقیس سلیمانی برگزیده آثار فریدریش نیچه برگزیده شعر نو یادداشت های من خاطرات من نوشته های متفرقه سخنان بزرگان سایلنزیا عکس های فلسفی اندیشه های اُرد بزرگ سانتا ماریا وصیت نامه ی داریوش درباره ی شاهنامه و فردوسی در زندگی فهمیده ام که...
powered by BLOGFA.COM |